www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com  www.dr.mihanblog.com
www.dr.mihanblog.com   http://www.hosseinagha.blogfa.com   www.dr.myblog.ir
لطفا برای آخرین اخبارسایت همیشه به صفحه اول سایت مراجعه فرمایید
برای ذخیره کردن مطلب موردنظرلطفا برروی گزینهء
Fileبالای صفحهءمرورگرتان لفت کلیک کنیدوسپس برروی گزینهءsave asچپ کلیک کنید

قابل توجه كاربران محترم مطالب این وب سایت فقط وفقط جنبه اطلاع رسانی دارد
وتوصیه اكید می شود از خوددرمانی پرهیز نماییدوجهت درمان به پزشک معالجتان
مراجعه فرمایید
E_mail:mirzaie_dr@yahoo.com
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com  www.dr.mihanblog.com

 بیماری روانی چیست؟
هر نوع تغییری كه در ساختار یا كاركرد مغز ایجاد می شود، می تواند باعث بیماری روانی گردد.تغییرات شیمیایی در سطح عصبی عامل اكثر اختلالات شدید و سایكوزها است.
 
ما به دلایل مختلف در بعضی زمانها شرایط دچار آشفتگی های هیجانی می شویم . گاهی احساس غمگینی می كنیم و زمانی حالت تنش و اضطراب ،خشم و سردر گمی وجود ما را فرا می گیرد كه این حالت ها چندان بطول نمی انجامد . چنین حالاتی در رفتارهای روزمره ما خیلی تكرار می شوند وحتی افرادی هم هستند كه تحت هیچ شرایطی خشمگین نمی شوند. چنین حالات و تغییراتی غیر طبیعی نیست و بعنوان اوقات تلخی ؤعصبانیت و ناراحتی شناخته می شود.
● ویژگیهائی از بیماریهای روانی :
تغیرات غیر طبیعی در تفكر ،عاطفه ،حافظه و قضاوت فرد كه از صحبت كردن و رفتار او شناخته می شود.این تغییرات باعث ناراحتی حاصل از آن باعث اختلال در فعالیتهای روزمره شغلی ،تحصیلی ، فردی و ارتباط با دیگران می شود.
● علائم ونشانه های بیماریهای روانی
بیماریهای روانی با نشانه ها وعلائمی شناخته می شود كه می تواند توسط بیمار بازگو شود یا توسط دیگران مشاهده گردد.
الف) اختلال در عملكرد جسمی
۱) اختلال در خواب بیمار روانی ممكن است دیر بخواب رود،صبح زودتر از زمان دلخواه از خواب بیدار شود و خواب سبك و سطحی داشته باشد. كابوسهای مداوم او را ناراحت كند یا در خواب راه برود ،بسیار پرخواب باشد یا كلا خواب نداشته باشد.
۲ ) اشتها و غذا خوردن :
تند غذا خوردن و گاه بی اشتهایی در بیماران روانی مشاهده می شود. گاه بیمار از غذا خوردن لذت نمی برد . گاه افزایش یا كاهش وزن دارد.
۳) میل جنسی :
تمایلات جنسی ممكن است در بیماریهای كاهش یا افزایش یابد.
ب) اختلال در عملكرد روانی
۱) رفتار :
رفتار بیمار روانی ممكن است باعث ناراحتی خود یا دیگران شود . گاه بسیار خشن و بی قرار است و یاخشونت شدید با دیگران برخورد می كند . لجبازی ، بهانه گیری، عصبانیت، پرتاب كردن اشیاء، شكستن شیشه ها و گاه انزوا ، گوشه گیری و سستی و بی حالی مشاهده می شود.
۲) گفتار و فكر كردن :
گاه بیش از اندازه و سریع صحبت می كند، حاشیه پردازی می كند ، حرفهای غیر ضروری می زند،گاه بسیار كم حرف می شود، یا اصلاًًُُ حرف نمی زند ، گاه افكار غیر منطقی دارد و اعتقادات غلط و اصرار بر آن بر فكر او مستولی می شود، به دیگران شك می‌كند، ار آنها می ترسد. دیگران را دشمن خود می داند وگاه كلام و افكار او كاملا بی ریط و نامفهوم می شود، گاه احساس گناه بی جا دارد و گاه بی مهابا هر موردی را بیان می‌كند .
۳) هیجانات :
گاه غمگین و افسرده و ناتوان و گاه به شكلی غیر معقول شادی و شعف او را در بر می گیرد . گاه شدیداُ مضطرب است و گاه بی مهابا می باشد.
۴) ادراك گاه صداهایی می شنود كه وجود خارجی ندارد. یا چیزها و اشیایی را می بیند كه وجود ندارد .
۵) حافظه :
معمولاُ حافظه مختل می شود، ضعف تمرگز ،كاهش حافظه ، حافظه اشتباه و گاه در بعضی از موارد حافظه افزایش بیمار گونه دارد.
۶) قضاوت :
در برخی بیماریهای روانی شدید قضاوت فرد برای تصمیم گیری درست و منطقی مختل می شود. استدلال فرد مختل شده و تصمیمات اشتباه مرتب تكرار می شود.
ج) اختلال در فعالیتها و سایر كاركرد ها
۱) فعالیتهای فرد :
بی توجهی به فعالیتهای فردی ، نیازهای جسمی و بهداشت فرد ممكن است دیده شود ممكن است مدتها استحمام وغذا خوردن و ..... نیز دچار اشكال شود.
۲) فعالیتهای اجتماعی :
روابط بیمار روانی با خانواده ،دوستان ،همكلاسیها و سایر اطرافیان تغییر پیدا می كند. گاه بسیار افراطی و گاه با انزوا همراه است ، گاه به دیگران توهین می كند فحاشی می كند، آزار می دهد و گاه بی پروا عمل می كند.
۳) فعالیتهای شغلی و تحصیلی :
اشكال در مطالعه كردن ، عدم تمركز و توجه ، اشكال در یادگیری و یادآوری در امتحان، افت تحصیلی ، ناتوانی در فعالیتهای گروهی و كلاسی و یا ناتوانی در شغل و كار از جمله علائم در بیماران روانی است .
باید توجه كرد كه علائم و نشانهای فوق در تمام بیماریهای روانی دیده نمی شوند و بعضی از آنها فقط مختص بیماریهای شدید و جنون می باشند.
● علل بیماریهای روانی :
بیماریهای روانی به دلایل مختلف ایجاد می گردند:
۱) تغییرات مغزی :
هر نوع تغییری كه در ساختار یا كاركرد مغز ایجاد می شود، می تواند باعث بیماری روانی گردد.
تغییرات شیمیایی در سطح عصبی عامل اكثر اختلالات شدید و سایكوزها است. در این گونه مواقع مغز در معاینه معمولی طبیعی است.
ضایعات ساختمانی مغز به دلائل زیر می تواند باعث اختلال روانی شود:
عفونت، ضربه، نرسیدن خون، خونرزیزی ،تومر،مصرف طولانی الكل ، كمبودغذایی، صرع درمان نشده و بیماریهای پیش رونده مغزی.
۲) عوامل ارثی :
فقط در تعدادی از بیماریهای روانی دیده می شود كه افراددیگری هم از فامیل بیمار به همان بیماری مبتلا باشند. بنابر این گفته می شود كه استعداد ابتلاء به بیماری روانی از والدین به كودكان منتقل می شود، اما بروز و ظهور بیماری با عوامل زیادی ارتباط دارد كه ممكن است فرد مستعد مبتلا به بیماری بشود و یا نشود.
۳) تجارب دوران كودكی :
برای رشد سالم یك فرد محبت و عشق متعادل ، راهنمایی مناسب ، تشویق و نظم وانظباط از ضروریات دوران كودكی اوست .
● انواع بیماریهای روانی
بیماریهای روانی انواع مختلف دارند. برخی بسیار شدید و ناتوان كننده و برخی خفیف و غیر قابل تشخیص هستند. با وجود اینكه در كتب معتبر روانپزشكی بیماریهای روانی به ۱۷ طبقه تقسیم شده اندولی بطور كلی بیماریهای روانی به چند دسته تقسیم می شوند.
۱) پسیكوزها ( نوع شدید روانی شامل جنون و.......)
۲) نوروزها ( نوع خفیف بیماریهای روانی شامل اضطراب و.......)
۳) بیماریهای روان تنی
۴) سایر اختلالات ( صرع ـ عقب ماندگی ذهنی ـ اعتیادـ زوال عقل پیری و.......)
● طبقات عمده بیماریهای روانی
▪ اختلالات دوران كودكی و نوجوانی
▪ دلیریوم ـ دمانس و اختلالات فراموشی
▪ اختلالات روانی ناشی از بیماریهای طب عمومی
▪ اختلالات وابسته به مواد
▪ اسیكیزوفرنیا و سایر اختلالات پسیكوتیك
▪ اختلالات خلقی
▪ اختلالات اضطرابی
▪ اختلالات شبه جسمی
▪ اختلالات ساختگی
▪ اختلالات تجزیه ای
▪ اختلالات جنسی
▪ اختلالات خوردن
▪ اختلالات خواب
▪ اختلالات كنترل تكانه
▪ اختلالات انطباقی
▪ اختلالات شخصیت
▪ اختلالات متفرقه
باید توجه كرد كه این بیماریها بسیار متنوع می بشاندو شاید بیش از ۳۰۰ نوع بیماری روانی وجود داشته باشد كه شدت و ضعف متفاوتی دارند. بعضی از آنها آنقدر خفیف می باشند كه حتی خود فرد ، اطرافیان و دیگران متوجه نمی شوند و بعضی از آنها شدیداً ویرانگر می باشد.
در پسیكوزها معمولاً قضاوت فرد مختل می شود. افكار ،اعتقادات نادرست بر روان او مستولی می شود شك و تردید سوء ظن بیمارگونه ترس از آسیب دیگران ،پرخاش ،رفتار خشن ،تحریك فیزیكی و فحاشی دیده می شود. این بیماران معمولاً به بیماری خود واقف نمی باشند.
در نوروزها اضطراب ،ترس ،تنش ،ناراحتی به فرد آسیب می رساند. افسردگی ، ناتوانی ، احساس گناه و......باعث افت كارائی فرد می شود این بیماران معمولاً به بیماری خود واقف می باشند.
در بیماریهای روان تنی بیماریهای جسمی مزمن و مقاوم به درمان با استرسها و فشارهای روانی شروع و دوام می یابند.
پرخاشگری
گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید۱ و لورنز۲ معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. این دو معتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده می‌شود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا می‌کند. به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلاً در طرق ورزش‌ها و بازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت. در غیر اینصورت به گونه‌ای تخلیه می‌شود که مخرب خواهد بود و ممکن است اعمالی از قبیل قتل، ضرب و شتم ، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد. از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ هدایت می‌کند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری می‌کوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می‌کند و از بین می‌برد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاری و خودکشی جلوه گر می‌شود، بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب و منفی دارد.(اکبری سال ۱۳۸۱-ص ۱۹۱).
عده‌ای دیگر در مقابل ذاتی بودن پرخاشگری اعتقاد دارند که فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان خطرناک و مخرب است زیر داشتن چنین فکری سبب می‌شود که پرخاشگری مانند میل به غذا یک واکنش اجتناب ناپذیر تلقی شود بنابراین انسان در کنترل یا کاهش آن نمی‌تواند نقش داشته باشد همچنین این گروه دلائل فراوانی را مبتنی براینکه پرخاشگری منشاء غریزی و ذاتی نمی‌تواند داشته باشد ارائه داده‌اند به همین دلیل از نظر اجتماعی هم قابل آموزش است هم قابل پیشگیری و کنترل این گروه دلائل خود را در این باره این طور برمی شمرند:
۱: دشمنی ذاتی بین حیوانات وجود ندارد و آنچه ما در این مورد می‌بینیم آموزش‌هایی است که والدین این حیوانات به آنها داده‌اند. ۲: وجود کرومزوم اضافی را نمی‌توان دلیلی برذاتی بودن پرخاشگری دانست، کروموزم اضافی سبب افزایش و درشتی اندام می‌شود ولی چه بسا وجود اندام قوی و قد بلند از نظر اجتماعی خود یک امتیاز است و این گونه افراد را به عنوان مأمون، آدم کش که حالت‌های پرخاشگرانه را به وجود می‌آورند باشند حال می‌توان عده‌ای از پرخاشگران را یافت که فاقد کروموزم اضافی نیز هستند. ۳: تحریک الکتریکی هیپوتالاموس در مورد حیوان وقتی موجب رفتار پرخاشگرانه می‌شود که او در برابر حیوان ضعیف تر از خود قرار گرفته باشد اگر حیوان در مقابل او قویتر از وی باشد واکنش او فرار و ترس است نه پرخاشگری. در انسان نیز حالت هیچانی عصبانیت و پرخاشگری بر طبق نظریه تحریکی- شناختی ناشی از شناخت فرد از کلمات و مفاهیم به عنوان ابزار عصبانی کننده و توهین آمیز استفاده کرد به همین دلیل ممکن است از دو فرد یکی در برابر شنیدن کلمه‌ای عصبانی نشود و دیگری در برابر شنیدن همان کلمه عصبانی شود حال آنکه اگر پرخاشگری ذاتی بود بایستی هر دو نفر عصبانی می‌شدند. گذشته از دو گروه اصلی مطرح شده، گروهی معتقدند که رفتار پرخاشگری ریشه در عدم فرصت یادگیری دارد، یعنی کودک به علت اینکه فرصت یادگیری نداشته و یک موجود ناپخته‌است، نمی‌داندکه نسبت به یک محرک چگونه عمل کند لذا ممکن است به صورت پرخاشگری از خود واکنش نشان دهد. لذا این کودک باستی به مرور یادبگیرد تا چگونه پاسخ محرکات را به صورت مناسب دهد. (نوابی نژاد سال ۷۳ ص ۴۲و۴۳). گاهی رفتارهای پرخاشگرانه ناشی از یک احساس ناامنی است که در حقیقت این رفتار یک پاسخ دفاعی به وضعیت ناامنی است که در آن قرار گرفته‌است. یک کودک با ابزار دفاعی که یک حرکت پرخاشگرانه‌است از خود دفاع می‌کند تا وضعیت ناامن را زا بین ببرد.(نوابی نژاد سال ۷۳ ص۴۸)
فرضیه ناکامی – پرخاشگرانه
گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده‌ای دارند در مجموع می‌توان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد مثلاً کودکی که از بازی کردن منع می‌شود در اثر خشم اخم می‌کند یا پاهای خود را بر زمین می‌کوبد. چیزی که ثابت شده‌است این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش می‌دهد پرخاشگری می‌تواند ناکامی‌های فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد مزاحم آورد اما پایان آن معمولاً رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مساله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد.(فرقان رئیسی سال ۱۳۷۶ ص ۸۳و ۸۴) جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود(والر دوب-مورد سیرز-۱۹۳۹) این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می‌دانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها می‌توانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز می‌تواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک موثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریکهای عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمی‌شود(ریتا ولکسی نلسون، سال ۱۳۶۹ ص ۵۲۲- ۵۲۷)
علل و عوامل پرخاشگری
عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد موثر می‌باشند، چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت می‌باشد و خیلی از چیزها را افراد در سالهای اولیه حیات اجتماعی خود در آن می‌آموزند. خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از: ۱) نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری می‌بیند برانگیخته می‌شود و در صدر گرفتن آن حتی با اعمال خشونت می‌شود.تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشده‌است خشمگین وپرخاشگر می‌شود. ۲) وجود الگوهای نامناسب، داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسان‌ها علاقه مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته‌اند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود. دیکتاتوری خانواده‌هایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود می‌کند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگ‌تر نیز با دیکتاتوری رفتار می‌کنند در این گونه خانواده‌ها فرد دیکتاتور تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد، وظیفه معلوم می‌کند، برنامه می‌ریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حق اظهارنظر از آن اوست. بچه‌هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می‌کنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می‌شود و همین حالت آنهارا به هیجان و اضطراب وا می‌دارد. این بچه‌ها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود می‌گیرند و به بچه‌های هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه می‌رسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند، در کارهای گروهی نمی‌توانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان می‌دهند و اغلب در کارها با شکست روبرو می‌شوند. ۳) تأثیر رفتار پرخاشگرانه: عده‌ای از افراد پرخاشگر و زورگویی را تقبیح نمی‌کنند بلکه آنرا نشانه شهامت و قدرت خود می‌دانند این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت موجه و حتی لازم می‌دانند و به آن صحه می‌گذارند. ۴) تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار می‌شود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو می‌شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی می‌گویند «از کی نخوری» «توسری نخوری» و... که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی مورد تشویق می‌کنند. ۵) تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می‌شوند به صورت پرخاشگرانه اورا تنبیه می‌کنند از تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می‌شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می‌شود.(اکبری-۸۱ ص۱۹۷و۱۹۸)
عوامل محیطی (اجتماعی – فرهنگی)
عواملی که در پیرامون زندگی انسان هستند می‌توانند در بروز یا تشدید پرخاشگری و تخفیف یا تعدیل آن اثر گذار باشند، برخی از اینگونه عوامل عبارت‌اند از: ۱) زندگی در ارتفاع خیلی بلند و تغذیه ناقص؛ پژوهش‌های به عمل آمده در میان سرخپوستان قبیله کولا در میال آندورپرو، که به پرخاشگرترین انسان‌های روی زمین شهرت دارند حاکی از آن است که پرخاشگری این قبیله سه دلیل دارد: الف: زندگی در ارتفاعات خیلی بلند کمبود مواد غذایی و بالاخره تغذیه ناقص. ب: جویدن برگ کوکا که محتوی کوکائین و نوع مخدر است و سبب می‌شود مصرف کنندگان آن موقتا احساس آرامش می‌کنند اما اثرات مصرف دراز مدت آن برای سوخت و ساز بدن زیان آور است. ج: هنجار بودن پرخاشگری، در جامعه‌ای ممکن است پرخاشگری یک رفتار «هنجاری» تلقی شود لذا در مقایسه با جوامعی که چنین وضعیتی را ندارند.
۲) تقویت پرخاشگری به علت ضرر و زیان اجتماعی- فرهنگی در بعضی مواقع به علت جنگ یا عوامل دیگر پرخاشگری در جامعه تقویت می‌شود بدیهی است در چنین وضعیت پرخاشگری با فراوانی بیشتر در افکار با تخیلات و اعمال افراد آن جامعه مشاهده می‌شود چون جامعه به دلیل مقتضیات زمانی و مکانی خود پرورش آن را ضروری می‌داند.
۳) مشاهدات اجتماعی، مشاهده وقایع و اتفاقاتی که در جامعه رخ می‌دهد مانند درگیری‌های اجتماعی محدودیت‌های اجتماعی تبعیضات بی عدالتی‌ها.... سبب ایجاد خشم و پرخاشگری می‌شود.
۴) نقش رسانه‌های گروهی، از عوامل اجتماعی- فرهنگی دیگر که در پیدایش و تقویت پرخاشگری نقش دارند. رسانه‌های گروهی به ویژه تلویزیون است درجه تأثیر پذیری افراد از برنامه‌های تلویزیون به شرایط اجتماعی- اقتصادی بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد اثر فیلم‌های خشونت آمیز در ایجاد رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه در مطالعات محققین مورد تائید قرار گرفته‌است.
۵) نقش بازیهای ویدئویی در پرخاشگری، پژوهش در این زمینه با عنوان (تأثیر بازیهای ویدئویی) بر پرخاشگری دانش آموزان پسر سال پنجم مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد به روش تجربی صورت گرفته‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که گروه‌های آزمایش که پرخاشگرانه بازی کرده بودند نسبت به گروه گواه افزایش معنی داری پرخاشگری نشان دادند در نتیجه انجام بازیهای ویدئویی پرخاشگرانه پرخاشگری بعدی را به خصوص در بین کودکان افزایش می‌دهد(اکبری، ۸۱ –ص ۱۹۹و ۲۰۰)
زیان‌های پرخاشگری
علی رغم تمامی مسائل ذکر شده پرخاشگری همیشه اوقات نیز زیان آور و مضر نیست بلکه پرخاشگری از حد اعتدال خارج نشود و هدف آن تسلط بر مشکلات زندگی و ترقی و تعالی و آلایش انسان باشد نه تنها سودمند است بلکه ضروری نیز هست. قرار دادن حدو مرز برای پرخاشگری مضر و سودمند قدری مشکل به نظر می‌رسد لذا کودکی که بر علیه بزرگ‌ترهایش سرکشی می‌کند پرخاشگر است ولی در عین حال نشان می‌دهد که انگیزه‌ای اورا به سوی استقلال که جزء ضروری و با ارزش رشد اوست رهبری می‌کند درباره مفیرد و لازم بودن عمل پرخاشگری فوید معتقد است که اگر انسان برای ابزار پرخاشگری اجازه نیابد نیروی پرخاشگری اش انباشته می‌شود و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می‌شود. در واقع به تعبیر او برای پالایش روانی سه راه حل وجود دارد که به طور مستقیم و غیرمستقیم با پرخاشگری در ارتباط است این سه راه حل عبارت‌اند از: الف: صرف نیرو در فعالیت‌های بدنی از قبیل بازیهای ورزشی جست و خیز، مثبت زدن به کیسه بوکس و غیره ب: اشتغال به پرخاشگری خیالی و غیر مخرب ج: اعمال پرخاشگری مستقیم حمله به ناکام کننده صدمه زدن به اوناراخت کردن او ناسزا گفتن به او و جزء اینها آیا پرخاشگری قابل کنترل است؟ اکثر پژوهشگران معتقدند که عوامل محیطی باعث کسب و نگهداری رفتارهای پرخاشگرانه می‌شود به نظر آنها تغییرات مناسب در موقعیتهای محیطی سبب از بین رفتن زمینه‌های ایجاد کنندهٔ پرخاشگری و خشونت در رفتار کودکان و نوجوانان می‌شود همچنین با دادن شخصیت مثبت و منطقی به کودکان عدم تبعیض میان آنها عدم تحقیر کودکان دادن مسئولیتها در خد توان به افراد پرخاشگر صحبت کردن با آنها آگاه کردن آنها در مورد خطرات پرخاشگری ایجاد رابطه صمیمی و عاطفی باآنها و توجه به مشکلات آنها تشویق کردن آنها به کارهای گروهی و جمعی و در پایان با شناسایی روحیات فرد برخورد صحیح با آن می‌توان در شناسایی عواملی که پرخاشگری را ایجاد یا تشدید می‌کنند اقدام کرد.
تکنیک‌هایی لازم برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده
۱- صمیمت، صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا هم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش می‌یابد که افراد مهانواده درامور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین افضای خانواده باعث صمیمیت می‌شود. ۲- تامل و سکوت، یکی از بهترین راه‌های کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد. بهترین شکرد در این هنگام آن است که دیگران سکونت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند. ۳- تخلیه یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که پرخاشگری حلاکی و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی‌دهد بلکه باعث افزایش آن نیز می‌شود. ۴- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و...) تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشته‌اند ولی به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست. ۵- تنبیه، درطول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت تنیه بوده‌است کهتوسط آن جلوی تجاوز خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه را می‌گرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را می‌گیرد و برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن می‌شود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شده‌است. ۶- صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک به طور عملی به دو صورت عملی است ولی اینکه در لحظه‌ای که پرخاشگری به حد اعلای خود می‌رسد یکی از طرفین سکوت اختیار کند و سعی کند قائله را ختم کند ولی بعد از اینکه طرفین آرام شدند و مدتی نیز گذشت با خونسردی مطالب را با یکدیگر در میان می‌گذارند و آن را حل و فصل می‌کنند.
درمان پرخاشگری:
برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل می‌توان همکاری‌های لازم را برای کاستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام وروش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد ساختن جو آزادی‌های کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها ویا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازیهای گروهی و رعایت بتراکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت دادن به آنا به گذشت یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و درپایان چنانچه رعایت عوامل فوق تأثیری نداشت می‌توان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو... استفاده نمود.پرخاشگری، علل و درمان
قسمت دوم
ب – پرخاشگری از نظر محتوا:
ب – 1 – پرخاشگری خصمانه کلامی: اینگونه پرخاشگران بیشتر به فحاشی و با استفاده از کلمات و عباراتی که بار منفی و خشونت آمیز دارد دست می زنند و ممکن است پس از پرخاشگری کلامی تخلیه شده و یا برعکس به اذیت و آزار رساندن به افراد و اموال نیز منجر گردد.
ب – 2 – پرخاشگری وسیله ای (بدنی): در این گونه موارد فرد پرخاشگر ضمن استفاده از کلام خشونت آمیز به ابزار و وسایل در دسترس متوسل شده، از این طریق به ایجاد ضرب و جرح می پردازد. افراد پرخاشگری که معمولاً از وسایل بُرنده و کُشنده استفاده می نمایند دارای بار عاطفی منفی نسبت به دیگران بوده و در ضمن نسبت به خود نیز احساسات دوگانه دارند و ممکن است در راه نیل به اهداف خویش به خود نیز صدمات جدی وارد نمایند.
ج – پرخاشگری و نوع تربیت اجتماعی:
ج – 1 – پرخاشگری تربیت شده اجتماعی: اینگونه افراد در حالی که از نظر کلامی و وسیله ای به پرخاشگری می پردازند، در عین حال در اجتماع افرادی هستند که می توانند از طریق راهنمایی و هدایت دیگران به کنترل رفتار دست پیدا کنند و اصطلاحاً درمان پذیری آنها زودتر محقق می گردد.
ج – 2 – پرخاشگری تربیت نشده اجتماعی: این افراد ضمن انجام تکراری رفتارهای پرخاشگرانه در مقابل افراد و قانون از وضعیت تربیت شده مناسبی بهره نمی برند و ممکن است رفتارهای آنان موجب بر هم خوردن نظم اجتماعی گردد. این افراد معمولاً با مراجع قانونی دچار دردسر و درگیری می شوند. روانشناسان در تحلیل رفتار این دسته از افراد می گویند: اینگونه پرخاشگری می تواند معلول هر موقعیت ناخوشایند یا ملال انگیز از قبیل درد، دلتنگی و غیره باشد. مهمترین عامل در ایجاد اینگونه پرخاشگری از میان همة موقعیتهای ملال انگیز ناکامی است. اگر فردی در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود ناکامی حاصل اجتماع پاسخ پرخاشگرانه او را افزایش می دهد.
ج – 3 – پرخاشگری تربیت شده اجتماعی بدون خشونت: از مشخصه های بارز این افراد ممکن است دعوا بین همسالان و همکلاسی ها باشد که ضمن آزار و اذیت رساندن همدیگر بعد از مدت کوتاهی آشتی نموده و می توانند دوستی های خود را ادامه دهند. مطالعاتی که در زمینه پرورش کودکان به عمل آمده حاکی از این است که والدینی که برای متوقف ساختن پرخاشگری کودکان خود تنبیه سخت به کار می برند،‌ دارای کودکانی هستند که با اینکه در خانه خیلی پرخاشگر نیستند،‌ در مدرسه و در موقع بازی در خارج از خانه پرخاشگری زیادی ابراز می دارند.
ج – 4 – پرخاشگری تربیت نشده اجتماعی همراه با خشونت: نگرشها و الگوهای رفتاری که کودکان در جرین رشد خود فرا می گیرند شبیه نگرشها و الگوهای رفتاری است که در والدین آنها دیده می شود. گاهی شباهت بین فرزند و پدر و مادر از لحاظ ویژگی هایی مانند راه رفتن،‌ اطوارها و زیر و بم صدا بسیار چشمگیر است. از این نظر است که می گوییم کودک با پدر و مادرش همانند سازی می کند. بنابراین پرخاشگری چنین افرادی را باید در دوران وابستگی به والدین مورد مطالعه قرار داد و این افراد نیز مانند والدین خود دارای احساسات و عواطف می باشند. در این افراد چون اصل تربیت اجتماعی انجام نگرفته معمولا‌ً پرخاشگری همراه با خشونت بوده و بر اثر تکرار قبح عمل کاسته شده و منجر به اغتشاش و بی نظمی اجتماعی می گردد، که از نشانه های آن درگیری با قانون و ایجاد زد و خوردهای گروهی و آتش افروزی و تخریب اموال و نهایتاً به قتل رساندن دیگران است.

source:internet
***************************************************************
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com  www.dr.mihanblog.com
www.dr.mihanblog.com  http://www.hosseinagha.blogfa.com   www.dr.myblog.ir ***************************************************************

آدرسهای ورودی سایت رسمی دکتر حسین میرزایی
درصورت اشغال بودن یامسدودبودن یک آدرس ازآدرس دیگرواردشوید
درصورت لودنشدن صفحه پس از2دقیقه کلیداف5رابزنید
***************************************************************
کاربر عزیز شما می توانید مطالب پزشکی مورد نظرتان را به روش زیر از سایت گوگل سرچ کنید
www.google.com
مطلب پزشکی مورد نظر+سایت رسمی دکتر حسین میرزایی
مثال:        آسم+سایت رسمی دکترحسین میرزایی
جهت دریافت خبرنامه وعضویت درسایت درصورت تمایل آی_دی  زیر را می توانید دریاهو مسنجرتان ثبت نمایید
ID:modire_sait
جهت دریافت ایمیل مدیرسایت ازطریق آدرسهای ورودی به صفحهءاول سایت مراجعه کنید
بنا بردلایلی هرچندوقت آدرس ایمیل عوض می شود
E_Mail: mirzaie_dr@yahoo.com
***************************************************************
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com  www.dr.mihanblog.com
www.dr.mihanblog.com  http://www.hosseinagha.blogfa.com   www.dr.myblog.ir


تعداد کل صفحات: 2811 1 2 3 4 5 6 7 ...
*** ***